دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
422
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
/ 1492 ) بود . اين شاعر و عارف ايران علاوه بر اينكه يكى از بزرگترين نويسندگان پركار عصر خود و محقق زبان ادبيات عربى و فارسى ، و منتقد و شاعر و نيز يكى از چيرهدستترين تذكرهنويسان عرفاى اسلامى بود ، خود نيز يكى از رهبران طريقت دراويش نقشبندى بود و زندگى صوفيانه و تعليماتىاش ، گواهى براين مدعاست . جامى در مثنوى پيرو سعدى و حافظ بود و در غزل و قصيده از شاعران عراق پيروى كرد . ولى شعر جامى را نمىتوان خالى از عقايد عميق و اصيل و نيز قدرت بيان و زيبايى معنا دانست . با اينكه او را نمىتوان همسنگ اسلاف قدر و برجستهاش قرار داد ، ولى بايد گفت كه او در مقام آخرين شاعر بزرگ ادبيات فارسى داراى جايگاه و اهميت ويژهاى در عصر خود است . آثار منظوم او عبارت است از : اول هفت اورنگ يا سبعه كه مركب از هفت مثنوى يعنى سلسلة الذهب ، سلامان و ابسال ، تحفة الاحرار ، سبحة الابرار ، يوسف و زليخا ، ليلى و مجنون و خردنامه اسكندرى است ؛ و دوم ديوان غزليات . قصايد و ترجيعبندهاى جامى آكنده از عقايد عرفانى ، مضامين داستانى و غنايى است ؛ ولى در بررسى نثرنويسان دوره تيمورى نيز مىبايد از جامى ذكرى به ميان آورد . 2 - نثر نثر فارسى در دوره تيمورى آغازى نسبتا نويدبخش داشت . از آنجا كه آثار منثور اين دوره در اكثر مواقع با سبك ساده و صميمى نوشته مىشد ، لذا از تكلفات فنى و بديعى قرن ششم / دوازدهم و هفتم / سيزدهم تا حدود زيادى به دور بود : در اين دوره كمتر نوشته متكلف وجود دارد كه در آن سبك بسيار تصنعى بهكار گرفته شده باشد . نثرنويسان دوره تيمورى چندان توجهى به واژگان كهن فارسى نداشتند ؛ آنان اغلب از كلمات و تركيباتى بهره مىگرفتند كه در روزگارشان كاربرد عمومى داشت و لذا سادگى و روانى و گشادهزبانى از ويژگيهاى سبك آنان بود . ولى تأثير زبان تركى را نبايد و نمىتوان فراموش كرد . در اين دوره نويسندگان به قواعد و قراردادهاى بنيادى زبان فارسى هم بىاعتنا بودند يعنى مسألهاى كه با عدم دقت آنان ارتباط داشت و مسائلى را در نظر مىگرفتند كه اعتبار مضمون و موضوعشان را تأمين مىكرد . نكته گفتنى اينكه در اين دوره هرچند از سبك متكلف كمتر مىتوان سراغ گرفت ولى در مورد ديباچهها و سرآغاز فصول و تقديمنامهها به رهبران و ساير سركردگان ، از سبك متكلف استفاده مىشد . اغلب اوقات فراوانى ابتكارها و البته عناوين تصنعى و مداحيها و مداهنهها ، مفهوم واقعى قطعه نوشتارى را در ابهام قرار مىداد . در بعضى از آثار ، نثر مسجع خشك و عبارتهاى رسمى غيرمجاز بهكار رفته است ولى در برخى ديگر جلوههاى نثر صريح و شاداب ديده مىشود . در نثر